|
در و پنجره در معماری ایران
|
|
۶-۴-۱۳۹۰, ۰۵:۳۳ عصر
|
|||
|
|||
|
در و پنجره در معماری ایران
در میان صنایع و هنرهای وابسته به معماری درودگری و آهنگری نقش عمده ای بر عهده دارند. طبیعی است که هر بنا پس از پایان یافتن کار ساختمان، نخست به در و پنجره نیاز دارد. شاید کهن ترین مدارک و نمونه های در و پنجره در معماری ایران را بتوان در نقش قلعه های مادی در آثار دور شاروقین یافت، که در همه ی آنها دروازه هایی نموده شده که دارای در دو لته است، که به اغلب احتمال از چوب ساخته و روی آن آهن کوب می شده است. چنانکه بعدها نیز نظیر آنرا در همه ی دروازه ها میبینیم. در روی جام های ساسانی نقش چند بنا که بعضی از آن ها به معبد و بعضی دیگر به دژ می ماند نظیر دروازه های مادی را میبینیم، با این تفاوت که لنگه های آن تبدیل به مستطیل شده و هلالی و نالی بالای آن با نقش خورشید پر شده است. و این قسمت تقریباً در کلیه ادوار ایران معمول بوده است. چنانکه هنوز هم هلالی بالای در و پنجره را خورشیدی می گویند. متاسفانه از روزگار هخامنشیان و ساسانیان، معماری پارسی و پارتی در و پنجره ای باز نمانده است تا بتوان چگونگی آن ها را دریافت تنها این را می دانیم که شاهان هخامنشی علاوه بر چوب سرو و کاج که برای پوشش مناسب بوده چوبهای سخت دیگری را از راه های دور می آورده اند که به احتمال قوی به مصرف ساختمان در و پنجره می رسیده است. حتی زر و سیم عاج و مصالح تزیینی دیگر هم در آرایش درو پنجره مصرف زیاد داشته است. در دروازه تخت جمشید هنوز جای پاشنه و پاشنه گرد درها که در سنگ فرو رفته پیداست و بی تردید نشان می دهد که این دروازه ها نیز درهای سنگین دو لته و شاید آهنین و زر کوب و سیم کوب داشته اند. در همه ی کاخ های تخت جمشید وضع در ها به خوبی روشن است و پاشنه گرد اغلب آن ها خوشبختانه بجای مانده، ولی آیا به جز در، روزن و جامخانه و شباک و نظایر آن، (که در بنا های پارتی و پس از اسلام ایران به کار رفته) نیز داشته؟ بدرستی معلوم نیست، اگر چه با مقایسه کاخ های ساسانی و صفوی با آثار تخت جمشید و با توجه به اینکه تقلید از بزرگان گذشته امری اجتناب ناپذیر بوده تقریباً مطمئن می شویم که کاخ های هخامنشی نیز در بالای درها و حتی روی بام ها، روزن ها و جامخانه هایی داشته است وگرنه فضای بزرگ سرپوشیده تچرواپدانه را چگونه این چند جفت در که اغلب هم بسه بوده روشن می کرده است؟ از در و پنجره ها و روزن های کاخ های ساسانی، علاوه بر جای آنها که تهی مانده نشانه های دیگری هم داریم که سینه به سینه به ما رسیده است. تخریب کاخ های تیسفون مانند اسپید دژ و شکستن درهای زر کوب و گوهر نشان آن ها و همچنین نصب یک در نفیس بر مسجد مسلمانان که مورد اعتراض خلیفه وقت واقع شده حتی در تاریخ هم ضبط گردیده است. علاوه بر در و پنجره و روزن جامخانه ها و شباک های سفالین و گچین (که گاه گاه با پارچه های شیشه رنگین آرایش می شده) در هوای متغیر ایران و آفتاب تند و باد های سخت این سرزمین اجتناب ناپذیر بوده و نمونه های بسیار جالبی از آن ها تا کنون به جای مانده است. از روزگاران کهن معماران ایرانی تلاش می کردند که درگاه ها (بخصوص در ها) را به صورت مستطیل ساده در آورند، تا باز و بسته شدن در را آسان کند (بر خلاف امروز که بعضی برای مثلاً ایرانی شدن سبک بنا از ساده جویی عدول می کنند و قوس های عجیب و غریب در در و روزن ساختمان ها بکار می برند) به همین جهت میان در و روزن بالای آن کلاف چوبی می نهادند که علاوه بر استوار کردن بنا نقش چپیله یا به اصطلاح امروز نعل درگاه را بازی می کرده و جای در به صورت در گاهی چهار گوش ساده در می آمده است. کلاف کشی در کمرکش ساختمان اعم از طاقی و چوب پوش، بخصوص در کشوری که اغلب زمین لرزه های سخت به سراغش می آید، کاری بسیار منطقی و لازم بوده است و شایسته است که معماران جوان امروز هم همین تعبیه خوب و ارزنده نیاکان را بکار گیرند. در معماری پارسی (هخامنشی)، سر درگاه ها با یک پاره سنگ یکپارچه پوشیده می شده و در سبک پارتی هم در زیر چپیله نالی روی درگاه ها (که کمی هم از بر دیوار آن پس تر زده می شده) کلاغپر و شاخک چارچوب جای می گرفته و روی آن با گچبری های زیبا یا منبت کاری ها و زر کوبی ها ی پر کار پر می شده است. در بناهای عهد اسلام ایران هم (اعم از خراسانی و رازی و آذری و اصفهانی) هر جا در و دروازه دیده می شود، با کلاف چوبی به صورت ساده مستطیل در آمده مگر در چند مورد که بر سر در خورشیدی یا کتیبه ای به شکل جناغی یا کلیل از جنس در به کار رفته است، ولی روزن های بالای در که بار طاق ها و آسمانه های سنگین را به دوش می کشیده فاقد پوشش چوبی بوده و شکل قوسی خود را حفظ می کرده است. و می توان گفت که چوب در معماری ایران تنها کار کششی داشته است. کهن ترین دری که تا چند سال پیش، از آثار آغاز اسلام ایران بجای مانده بود در دروازه مهریز (مهریجرد) یزد بوده. این در با سه در دیگر به امر سرهنگان ابوجعفر کاکویه برای چهار دروازه یزد (مهریجرد_ کوشکنو_ کیا و قطریان) توسط یک آهنگر هنرمند اصفهانی ساخته شده بود. شادروان مجد زاده صهبا مقاله محققانه ای راجع به یکی از آن ها نوشته و متن کتیبه کوفی آنرا که تاریخ 432 هجری قمری داشت، آورده است. این در نیز متعلق به دروازه حظیره یزد بود که در موقع احداث نخستین خیابان شهر (خیابان امام) کنده شده بود، و قطعات آهنی آن تا چندی پیش در اداره فرهنگ یزد محفوظ بود. در دروازه های کوشکنو و قطریان مدت ها پیش از بین رفته است و فعلاً بر دروازه شاهی دری یک لته آهنکوب هست که قدمت آن به انازه آن چهار در نیست (و گویا مربوط به زمان شاه یحیی مظفری می باشد)، ولی آنچه نگارنده از در دروازه مهریز از کودکی بیاد دارد، این است که در یک لته و چوبی بود که روی آن پاره های آهن نقشینی کوبیده بودند، و اغلب جانور و تیرانداز و تیر کمان داشت. از سده های میانه هجری نمونه های زیبا و متعددی از در و پنجره های چوبی و فولادی وجود دارد که اغلب آنها زینت بخش موزه های جهان هستند، و شاید در میان آن ها در بقعه ی سید ابوجعفر ابیض واقع در چابکسر، که در قرن نهم به دست درورگری تهیجانی (یا شمیجانی) ساخته شده، از نظر تناسب بی نظیر باشد و جا دارد با دقت هرچه تمام تر محافظت شود. در خانه ها و باغ ها علاوه بر در های دو لته در یک لته نیز زیاد دیده شده، مثلاً اغلب باغ ها و بوستان ها در های یک لته دارند که در دیوار چینه ای قرار گرفته و کنار آن سوراخی در چینه است که کلون و تره در آن جای دارد و کلید آن نیز چوبی است. این گونه در ها از چند پارچه تخته موازی که عمودی یا مورب پهلوی هم چیده و با یک یا دو نیم تیر چوبی و گلمیخ مهار شده ولی کلاغپر و چارچوب ندارد، در خانه ها، در میان کریاس و دالان معمولاً دری کار می گذاشتند که به میاندار معروف بود، میاندار ها نیز معمولاً یک لته بوده و روی آن قطعات مستطیل چوب به طور مورب و لوزی می کوبیدند که خود تزیینی برای در محسوب می شد (نمونه این نوع در در خانه ای روبروی مسجد جامع نایین معروف به خانه خان متعلق به روزگار صفویه موجود است). در دروازه ها و قلعه ها از جمله همان چهار در کهن یزد یک لته بوده است. در های ورودی اطاق ها و بقعه ها و در و پنجره ها مشبک اغلب دو لته متقارن بوده و سعی می شده است که لته ها زیاد پهن نباشند، تا در موقع باز شدن فضای اتاق را نگیرند، و اغلب هم رو به بیرون باز می شده اند. به استثنای در های ورودی که رو به درون باز می شده اند. نمونه های مختلف در و پنجره، چه آن ها که اصل آن موجود است و چه آن های که از میان رفته و تنها می توان از روی نقاشی ها و حکاکی ها به شکل و طرح آن ها پی برد، از روزگاری کهن تاکنون تا پیش از اینکه معماری ایران تحت تاثیر معماری غرب قرار گیرد_ تقریباً_ به یک شکل و هیبت و به اصطلاح امروز استاندارد بوده است. درها و پنجره های دو لته در هر طرف به سه قسمت تقسیم می شده اند، در بالا و پایین قابی چهارگوش (معمولاً مربع و گاهی مستطیل و افقی) و در میان قابی مستطیل و عمودی قرار داشت و در به وسیله یک پاشنه، در چوب یا سنگ یا آجری که در پشت چارچوب قرار داشته (پاشنه گرد نامیده می شده) و شاخی که از کلاغپر (چوبی که در بالای چارچوب قرار داشته) می گذاشته است، می گشته و به دیوار تکیه می داده است. چارچوب که معمولاً دارای آستانه ای بلند بود پ، در پشت لته های د کار گذاشته می شده و گاهی پاشنه گرد ها و کلاغپر ها نیز بدان چسبیده و پیوسته بوده است. پاشنه گرد ها گاهی جدا از هم و گاهی یکپارچه در پشت آستانه کوبیده می شده است. کلاغپر نیز گاهی به شکل دو ذوذنقه در پشت شاخ چارچوب و اغلب یکپارچه جای داشته است. قاب ها در در های ورود گاه با خاتم و منبت کاری و گاه با نقاشی و رسم ساده آرایش می شده و در و پنجره ها مشبک بوده است. در و پنجره هاو روزن های مشبک چوبی وسفالین و گچین، در زمستان ها با کاغذ روغن زده مسدود و تابستان ها مجدداً باز می شده است. (به همین مناسبت کرکره ها و در های مشبک حجرات مدارس و کاروانسرا ها را کاغذ لق (ترکی) می گویند و در و پنجره مشبک در اغلب زبان ها به اسم ایرانی ((persiana معروف است. اجزاء در هر لته در از اجزاء زیر تشکیل یافته است: 1_ دوقطعه چوب عمودی که در دو طرف در بکار رفته و بدان باهو می گویند (باهو در فرهنگ ها به معنای چوب دستی و عصای چوپانان است و اینکه بعضی باهو را بازو می نویسند، بنظر درست نمی آید). 2_ قطعه چوبی به ارتفاع چهار گره (26.6 سانتی متر) در پایین لته بوسیله کام و زبانه به باهو ها پیوسته که در اصطلاح درودگری به پاسال معروف است و همان جای پا و پاخور و صحیح آن پاسار است. 3_ قطعات افقی چوب که باهو ها را در سه جا به هم متصل می کند، بنام کش و میانکش معروف است. 4_ دماغه، چوب نازکی است که در روی درز میان لته ها کوبیده شده و بوسیله گلمیخ به یک لته پیوسته است. دماغه معمولاً دارای چیزی شبیه به سر ستون و پایه ای نظیر ته ستون است. 5_ قاب که گاهی پر و گاهی مشبک است. 6_ چارچوب از پنج قطعه چوب (معمولاً در گره) تشکیل شده که دو تای آن عمودی و سه تای آن یکی در بالا و دو تا در آستانه بطور افقی بکار رفته و میان دو پاره چوب افقی پایین آستانه کوبیده شده (معمولاً ارتفاع آستانه چهار گره و یا یک چارک است) و قطعه چوب افقی بالای چارچوب دو شاخک دارد که در دیوار استوار می شود. 7_ کلاغپر معمولاً از یک قطعه چوب یا تخته افقی تشکیل شده که پشت شاخ چارچوب جای می گیرد و گاهی هم از هم جدا به شکل ذوذنقه است. 8_ پاشنه گرد یک تکه چوب افقی است که در پشت آستانه کوبیده شده و جای پاشنه ها را در آن بریده اند. گاهی هم پاشنه گرد ها جدا از هم در دو گوشه پایین در، از چوب، سنگ یا خشت پخته تعبیه می شوند. 9_ چفت هر لته در بالا با یک یا دو رشته زنجیر ظریف مجهز شده که ته آن با قبه ای روی پولک به لته و سر آن با سر چفتی مادگی دار به سفت چارچوب بسته می شود. 10_ پا چفت، چفت کوچکی است که لته ها را به پایین چاچوب می بندد. 11_ سفت حلقه ای فلزی است که در بالا و پایین چارچوب کوبیده شده و از زبانه چفت بیرون می آید. در های سرمیاندر ها و دروازه ها اغلب با کلون و تزه و شب بند و حلقه و کوبه مجهزند و نوعی از آن ها که با تخته ها و الوار های باریک افقی ساخته شده اند، در دو جا کلاف و بسته بندی چوبی دارند، که با گلمیخ های زیبا استوار شده است. گاهی پاشنه از فلز (معمولاً فولاد) ساخته می شود تا مقاومت بیشتری داشته باشد. علاوه بر این ها بر فراز در ها، بخصوص در اماکن متبرک، زنجیر هایی می آویزند تا از ورود احشام پیشگیری کنند و همچنین برای نگهداری بهتر لته ها گاهی با زنجیر های کوچکی باهوی در را به چارچوب می بندند. روزن: چنانکه گفتیم معمولاً در بالای در و گاهی در دو سوی آن برای گرفتن روشنایی و هوای آزاد روزن بکار می رفته (روزن چنانکه پیداست اسم آلت از روز و روشنایی است) و گاهی هم به سوراخ هایی که در کلاله طاق ها و یا شانه آنها به همین منظور تعبیه می کردند، اطلاق می شده است. روزن گاهی با چوب و گاه با گچ و سفال نیز ساخته می شده و اغلب ثابت بوده و در نقاط سرد سیر جام و پاره های کوچک شیشه با انواع و اقسام نقش های زیبای هندسی و غیر هندسی در آن بکار می رفته ولی اکثریت شیشه ها به شکل جام و مانند ته قرابه بوده است. در ویرانه های آثار تاریخی خاور خراسن که بر اثر زمین لرزه شهریور ماه 1347 رویداد قطعاتی از این روزن ها بدست آمده اند که با گچ و پاره های رنگارنگ شیشه ساخته شده اند، و هر پاره آن خود شاهکاری از هنر اس. نمونه زیبای روزن را هم اکنون می توانیم در چینی خانه خانقاه شیخ صفی الدین در اردبیل در کلیسا های جلفای اصفهان (بیت لحم و وانک) ببینیم که ر روی جام های شیشه علاوه بر رنگ های گوناگونی که خود دارند_ ماهی و گل و گیاه و پرنده با رنگ های گیرا و دلپذیر نقش شده است. در بالای محراب مسجد شاه ولی تفت از قرن نهم و در خانه میرزا احمد خان نایینی (در نایین) در روزگار صفویه روزن های گچبری شده بسیار زیبا و نغز هنوز وجود دارند که بعضی از میله های اتصالی آن براستی از چوب کبریت نازک تر است. روزن های چوبی مشبک در اغلب بنا های عمومی و مذهبی هنوز بجای مانده و می توان گفت که از هزار سال پیش تا کنون در وضع کلی آن ها تغییر پندانی روی نداده و اغلب از مستطیل ها یا مربع های کوچک یا نقش هایی نظیر گره سازی کاشی و بیشتر تند و کند و اختر چلیپا (ستاره های هشت پر و صلیب های نوک تیز آرایش شده است). جامخانه در کلاله گنبد ها و کلمبه های گرمابه ها و غلامخانه رباط ها و رسته ها و بازار ها هنوز هم روزن هایی وجود دارد که با چند حلقه سفالین بصورت قبه یا کپه درآمده اند. حلقه های سفالن را در کنار هم چیده اند، در زمستان ها جام های گرد شیشه ای مانند ته قرابه در میان حلقه ها کار می گذارند و تابستان ها یک یا کلیه آن ها را بر می دارند. گذاشتن و برداشتن و تعویض قطعات شیشه ای جامخانه چون بسیار ارزان و آسان است، همیشه تکرار می شده و شاید امروز هم برای روشنایی سر پوشیده هایی که به مناسبت فصل باید گاهی سرو و گاهی گرم باشد، مناسب ترین وسیله باشد. کپه یا قبه در بنا های پارتی (در آتشکده ها و کوشک ها و دسکره ها) در چهار گوشه ساختمان و پیرامون گنبد در جایی که راهرو ها و رواق ها همدیگر را قطع می کرده اند، جای داشته است و چون پس از اسلام نخستین بار پس از نیازی که پیش آمده بود ایرانیان به باز پیرایی ساختمان های ساسانی پرداختند قبه ها را نیز احیا کردند، ولی در بعضی از بنا ها که تازه ساخته می شد (مانند گور امیر اسماعیل سامانی) قبه بصورت دروغین و روی دیوار ( فقط به تقلید از بنا های ساسانی) جای می گرفت، و بدین صورت فقط بر فراز بام گرمابه ها جای خود را نگه داشت. قبه گاهی بصورت یکپارچه از سنگ مرمر یا شیر سنگ (سنگی مانند سنگ بلور منتهی کمی گرفته تر و تار تر) تراشیده می شد. نمونه های زیبایی از این نوع قبه ها بر روی گرمابه سردار در قزوین و مسجد ملا عبدالخالق در یزد (که قسمتی از مسجد امیر قطب الدین اتابک کاکوتی است) دیده می شود. شباک شباک واژه ای ایرانی و فارسی است که مشتقات آن در گویش های گوناگون ایران چه فارسی دری و چه پهلوی و چه اوستایی و پارسی کهن فراوان بگوش می خورد و به زبان های آرامی و تازی و گویش های آن ها نیز رفته و حتی افعالی از آن ها نیز ساخته اند. هوای متغیر ایران، آفتاب تند و روشن، باد و طوفان، و گردباد و عقاید خاص ملی و مذهبی هم ایجاب می کرده است که ساختمان علاوه بر در و پنجره و روزن پرده ای یا شباکی برای حفاظت درون بنا داشته باشد. درون ساختمان با روزن ها و پنجره های چوبی یا گچی و پرده محفوظ می شد و بیرون آن را با شبکه ای سفالی یا کای می پوشاندند. علاوه بر این پیرامون مرقد های مطهر یا در حریم و پربست حرم ها زره یا ضریح یا نرده فولادی و چوبی می نهادند که هر یک از این ها در خور بحث و بررسی ویژه ای است. در گریووچنبر گنبد مسجد شیخ لطف الله، شباک ها زیبایی از کاشی معرق کار گذاشته اند که مانند سایر آثار این معجزه معماری، بسیار زیباست. در مسجد امام و جامع و مدرسه چهار باغ اصفهان، نمونه های زیبایی از این شبکه ها چه کاشی و چه آجری دیده می شوند، طارمی های مسجد جامع یزد و گنبد سلطانیه و خانقاه بند آباد نطنز و صد ها اثر کهن معماری ایران، هر یک نقش های زیبایی را در برابر چشم می گذارند که بی شرح و بحث و گفتگو خود معرف نفاست خود هستند و نیازی به مدیحه سرایی ندارند. فخر و مدین گاهی حصار و باره باغ ها و اماکن مذهبی را مشبک می ساخته اند، تا از بیرون درون زیبای آن را بتوان نگریست، چنانکه دیوار باغ های دو سوی چهار باغ اصفهان و ایوان بازار های پیرامون نقش جهان چنین بوده است. این گونه دیوار ها را با قطعات گل پخته به اشکال هندسی و غیر هندسی می ساخته اند. و چون در فواصل آن ها حفره هایی پدید می آمده می کوشیدند که شکل و هیئت سوراخ ها نیز زیبا باشد. به این گونه شبکه ها فخر و مدین می گفتند فخر به معنای گل پخته (در عربی نیز فخوری و سازنده آن فخار و همچنین در قرآن مجید خلق الانسان من صلصال کالفخار آمده است) و مدن مانند مادگی، حفره و فرورفتگی و روی هم رفته به چیزی اطلاق می شده است که قسمتی از آن را گل پخته و سفال یا کاشی و باقی را فرو رفتگی و روزن های کوچکی تشکیل می داده است. دارآفرین به اطاقک ها و باجه های چوبینی می گفتند که دیوار مشبک داشته و اغلب در پیشخان دکان ها و بالا خانه ها و خیش خوان ها جای داشته است. ارسی (پنجره بالا رو) بعضی گمان کرده اند ارسی به پنجره ای اطلاق می شود که به تقلید از معمازی روسی در ایران رواج یافته، در صورتی که نمونه های جالبی از ارسی، حتی پیش از آنکه معماری چشم گیری در روسیه پای گرفته باشد، در بنا ها و نقاشی ها مشاهده می کنیم. گوا مقیاس قند اروسی با این نوع پنجره که خود و نام آن هر دو اصل ایرانی و فارسی دارد موجب این اشتباه شده است. "ارُ" پیشوندی است به معنای بالا رفتن و نظایر آن در واژه های اردک (مرغ بالا جهنده) النگ (حرک توام با جهش اسب) اُرچین (پله) و بسیاری از واژه های دیگر دیده می شود، به معنای شبکه نور و چشمه و تماشا در گویش های جنوبی ایران بسیار معمول است. ارسی پنجره مشبکی است که بجای گشتن بر روی پاشنه گرد، بالا می رود و در محفظه ای که روی آن قرار گرفته جای می گیرد و در اشکوب کوشک ها و پیشان و رواق ساختمان های سردسیری بسیار دیده می شود. نقش شبکه ارسی معمولاً مانند پنجره ها و روزن هایی چوبی است و نمونه ها زیبای آن در خانه ها کهن اصفهان و کاشان و یزد (و انواع جدید تر) در تهران بسیار است. اندازه در و پنجره می دانیم جز در نواحی شمالی ایران که جنگل های انبوه زمین های کرانه ی دریا و کوه و تپه ها را پوشانیده است، در سایر نقاط این سرزمین دسترسی به چوب سخت کمتر است و به همین جهت شاهنشاهان هخامنشی برای ساختن کاخ های خود چوب از جاهای دور دست می آوردند. ولی کمابیش در باغ ها و کنار جوی ها از درختان کهن سپیدار و چنار و گردو وجود داشته که اغلب مورد استفاده درود گران و سازندگان در و پنجره قرار می گرفته است. چوب چنار و گردو را نمی توان انکی پس از بریدن مصرف کرد، این نوع چوب ها بخصوص اگر جوان باشند تا مدت ها پس از بریدن جان دارند و به اصطلاح نجاران کار می کنند، به همین جهت درودگران ناچار بوده اند برای ساختمان هایی که در و پنجره زیاد در آن ها بکار می رفت از پیش مصالح آن را فراهم کنند و چون پس از پایان یافتن ریزه کاری و کار های بنیادی و پوشش بنا بلافاصله کار گذاشتن در و پنجره آغاز می شد تعدادی در و پنجره آماده و پیش ساخته فراهم بود. جز تعدادی از در های آراسته و پر کار که در حین ساختمان بنا های مذهبی یا پس از آن توسط بانی اصلی یانکو کاری دیگر پیش کش می شد، در های معمولی و پنجره ها بخصوص در کاخ ها و خانه ها تقریباً یکسان و یکنواخت و به اندازه های معین و قواره (به اصطلاح امروز استاندارد) بود، بطوریکه با اندازه گیری در های موجود از آغاز اسلام تا کنون اندازه های اصلی و معمول به شرح زیر بدست می آید: 1_ ارتفاع در (بجز در های ورودی و تشریفاتی و به اصطلاح در سر یک گز و سه گره، کمتر از 185 سانتی متر و بندرت دو گز تمام، تقریباً 213 سانتی متر) 2_ پهنای دراز پشت چارچوب به ترتیب 14 گره (در حدود 93.5 سانتی متر) یک گز و دو گره (120 سانتی متر) یک گز و شش گره (158 سانتی متر) و گاهی بزرگ ترین اندازه یک گز و ده گره (172 سانتی متر). با توجه به کوتاهی در ها نخست به نظر می آید رفت و آمد در بنا های ایرانی خطر سر شکستن داشته و به اصطلاح امروز در ها همه سر گیر بوده اند ولی آستانه بلن پای در، که گذرنده را وادار به پاییدن پیش پای خود می کرد، این خطر را از میان می برد و از آن گذشته او را وامی داشت که در موقع ورود به اتاق و تالار تعظیم کند و ادب ایرانی را بجا آورد. گرداورنده: حامد امامی |
|||
|
|
| کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: |
| 1 مهمان |



